اگر بچه ای رابطه پدر و مادر را دید چه کنیم؟
شاید تا بجال برایتان این سوال پیش آمده باشد که اگر فرزندانم مار در حین رابطه جنسی دید چیکارکنیم و سوالاتی چنین یکی از اتفاقاتی بدی که ممکن است در خانوادهها رخ دهد، دیدن صحنه رابطه جنسی والدین، توسط کودکان است. دیدن این صحنه، سلامت روان کودک را به خطر میاندازد و تاثیرات منفی زیادی روی او میگذارد .اما اگر این اتفاق رخ داد، چه باید کرد؟با ما همراه باشید تا با راهکارهای این اتفاق آشنا شوید.
اگر کودکی به طور اتفاقی وارد اتاق خوابتان شد، قبل از هر چیزی نباید آشفته و وحشت زده شوید، بلکه خونسردی خود را حفظ کنید و هرگز فرزندتان را به خاطر وارد شدن به اتاق خواب یا دیدن رابطه جنسی، سرزنش یا دعوا نکنید، چرا که با این کار به نگرانیهای او میافزایید.
دلایل که ممکن است بچهها رابطه جنسیمان را ببینند چیست؟
- سهل انگاری والدین
- کمبود فضای خانه
- نداشتن اتاق خواب مجزا
- شلوغ بودن خانه، فرزند زیاد و…
اما اینها بهانههای خوبی برای سهلانگاری والدین نیست؛ چون کودکان مشاهده صحنه روابط زناشویی والدین را نوعی خشونت میدانند. به ویژه اگر پدر و مادر رفتار درستی با کودکشان نداشته باشد.
شاید والدین پیش خودشان فکر کنند که کودک صحنهای را که دیده، فراموش میکند اما باید گفت تماشای صحنه رابطه جنسی والدین توسط کودک مشکلات روانی متعددی مانند ابهامهای سادومازوخیستی (آزارگری-آزارخواهی) در مورد رابطه جنسی، اضطراب و افسردگی، شهوانی شدن کودک، ترس از تنهایی، آسیبپذیری و… به وجود میآورد.
هنگامی که کودک به طور اتفاقی شاهد رابطه جنسی پدر و مادر خود بود و یا از اتاق آنها صدایی شنید ممکن است این رفتار پدر و مادر خود را اعمال خشونت تلقی کند و در صورتی که دفعه بعد با در بسته اتاق خواب والدینش روبهرو شود، این ابهام برایش باقی بماند.
بهترین رفتار و واکنش با کودکی که رابطه جنسی والدینش را دیده چیست؟
- در اولین فرصت لباسهایتان را بپوشید و یا با ملحفه روی خود را بپوشانید.
- کودک را نزد خود بخوانید به او توجه و خوشرویی نشان دهید و از او بپرسید که با شما کاری داشته که نیمه شب سراغتان آمده؟
- در صورتی که کودک از شما سوال پرسید، برایش توضیح دهید چیزی که اتفاقی شاهدش بوده، به معنی دعوا و خشونت بین پدر و مادر نیست، با زبان کودکانه و ساده به او بگویید: وقتی مامان باباها همدیگر را خیلی دوست دارند، یکدیگر را در آغوش میگیرند، نوازش میکنند، میبوسند و میخندند تا عشقشان را به هم نشان دهند.
- هیچگاه درباره اصل رابطه زناشویی و فرآیند آن برای کودک توضیح ندهید.
- به فرزندانتان بگویید که در مورد آنچه دیده در خارج از خانه و نزد دیگران صحبت نکند سپس کودکتان را به اتاق خوابش هدایت کنید.
- بعضی از والدین به اشتباه فکر میکنند فرزندان کوچکشان چیزی از رابطه زن و مرد نمیفهمند، بنابراین روابط جنسی خود را آزادانه و در مقابل کودکشان برقرار میکنند، در حالی که حتی یک کودک ۲ ساله حافظهای بسیار قوی دارد و همه تصاویر و صداهای اطراف را در ذهن خود ثبت و ضبط میکند.
اگر کودک درباره رابطه جنسی والدین چیزی نپرسید؟
اگر کودکتان هنگامی که با این صحنه روبرو شد از شما چیزی نپرسید، در اولین فرصت مناسب مثلا فردا صبح، از او سوال کنید که دیشب در اتاق خواب چه دیده و احساس و نظرش در اینباره چیست؟
این پرسش به شما کمک میکند بفهمید که کودکتان چه اندازه شاهد رابطه جنسی شما بوده است. سپس با توجه به مشاهدات کودکتان به او پاسخ دهید.
آماده پاسخگویی به پرسشهای غیرمنتظره کودک درباره رابطه جنسی والدین شوید؛ اگر کودک سوالات غیرمنتظره و فراتر از دانستههای شما پرسید ادامه صحبت را به جلسه بعدی موکول کنید و به او پاسخ فوری ندهید. در این فاصله با متخصصان مربوط مشورت کنید و اندکی از حقیقت را به کودکتان بگویید اما لازم نیست آنها همه حقیقت را بدانند.
پرهیز از دروغگویی و گفتن جزیی از حقیقت به کودکان سبب میشود او را از ابتلا به طیف وسیعی از اختلالات اضطرابی و مشکلات جنسی در آینده حفظ میکند.
وقتی کودکان سوال جنسی میپرسند
همه کودکان درباره نحوه به دنیا آمدنشان و اینکه چرا در عروسی پدر و مادرشان نبودهاند، کنجکاوند و این سوالات را از والدینشان خواهند پرسید.
توجه داشته باشید پرسشهای کودک شما در این مورد به هیچ وجه گناه آلود نیست و فقط از سر کنجکاوی ذاتی و میل شدید به فهمیدن همه چیز، پرسیده میشود. پس هیچگاه مطرح کردن این پرسشها را گناه نپندارید و از جواب دادن به آنها شرمسار نشوید و طفره نروید.
درست است که در نسل شما صحبت کردن در مورد مسائل جنسی در خانوادهتان ممنوع بوده، اما باید بدانید کودکان خردسالتان متعلق به نسل دیگری هستند و در صورت دریافت نکردن جواب به زودی از شما فاصله میگیرند و منابع دیگری را برای پاسخگویی انتخاب میکنند که بهای سنگینی دارند. بنابراین به سوالات کودکتان در زمینه مسائل جنسی بدون تنش پاسخ دهید.
رفتارمان نسبت به سنین مختلف کودکان
کودکان ۲ تا ۴ ساله
کودکان ۲ تا ۴ ساله معمولا با یک پاسخ بسیار ساده قانع میشوند پس میتوانید به آنها بگویید: تو در شکم مامان به وجود آمدی و چون کوچولو بودی، آنجا مامان از تو مراقبت کرد تا کمی بزرگتر شدی و توانستی به دنیا بیایی.
کودکان ۴ تا ۷ ساله
به کودکان ۴ تا ۷ ساله ای که اینگونه سوالات را از شما میپرسند، اینگونه توضیح دهید: بدن ما از قطعههای کوچکی به نام سلول درست شده است. سلولهایی از بدن مامان و سلولهایی از بدن بابا در شکم مامان با هم ترکیب شدند و تو را به وجود آوردهاند. به همین دلیل است که چشم تو شبیه بابا و موهای تو شبیه مامان است.
کودکان ۷ تا ۱۰ ساله
برای کودکان بزرگ تر مثلا ۷ تا ۱۰ ساله اینگونه توضیح دهید:«نام سلولهای بابا اسپرم و سلولهای مامان تخمک است که با هم ترکیب میشوند. اسپرمها در کیسه پوستی به نام بیضه، قرار دارند.
میلیونها اسپرم در این کیسه قرار دارند، اما در بدن مامان هر ماه فقط یک تخمک به وجود میآید. برای اینکه بچه به وجود آید، یکی از اسپرمها با تخمک ترکیب میشود و بچه کوچکی به وجود میآید که باید ۹ ماه در شکم مامان بماند تا بزرگتر شود و سپس به دنیا بیاید.»
پیامد های دیدن رابطه جنسی والدین بر کودک
با دیدن این صحنه برای بچه ها بسیار بار هیجانی زیاد است و میتواند باعث ترس و اضطراب و حتی تخرکات جنسی در کودکان بشود و خیلی مهم است که در این وضعیت دیده ها و احساسات کودک رو انکار نکنیم و هیچ وجه دروغ نگوییم فقط کافیه که گوش بدهیم و خیال کوک را از تصورات خشن و ترسناک راحت کنیم.
مراجعه کننده گانی که الان پدر یا مادر شدن خیلی در مورد خاطرات این چنینی حرف میزنند, همین مسئله حاکی از آسیب بسیار عمیق این ماجرا است. داشتن کارهای اشتباه از جانب والدین با فرزندان که رابطه جنسی آنها رو دیدند میتواند در بزرگسالی با افسردگی، اضطراب و مشکل در برقراری روابط عاطفی و زناشویی شود.



سلام ازتون مننونم .برای خودم پیش اومده بودمونده بودم چی به بچه بگم .ممنونم
سلام من ۱۰سالمه واقعا حالم بده هیچ کس نمی دونه منو دل داری بده من خیلی خجالتی هستم حتی نتونستم موضوع به پدرو مادرم بگم لطفاً کمک کنید این چیز هوایی که گفتین خوب نبود من قبلاً ۷سالم بود یک خانمی دیدم قیافش خیلی وحشتناک بود من۹سالم شد تونستم از ذهنم پاکش. کنم.مادر و پدرم خیلی تلاش کردند ولی خودم بعد دوسال خوب شدم من دکتر دیده بود برای یک مسئلع گفت تو همچین در ذهنت می مونه باید خودت وقت بدی که اون چیز های ترسناک عادی بشه اون موضوعی که گفتم هنوز توی ذهنم ولی عادی شده 😭😭😭😭😭هرروز بهش فکر می کنم دیوانه می شم نمی توانم بهش فکر نکنم
به کسی نمی توانم زنگ بزنم .. الآنم دیگه علاقه به مامان بابام کم شده همیشه از خدا درد و دلم را می گم حتی گفتم خدا چرا اینجوری کردی من دلم می خواست اصلا این موضوع نفههم
اینجوری بهتر بود دیوانه نمی شدم
حتی اخلاقی تغییر کرده می دونن تقصیر اونا نیست ولی….😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭🥺🥺🥺
سلام عزیز دلم 🌸
اول از همه اینو بدون که تو تنها نیستی، و خیلی بچهها (حتی بزرگترها) ممکنه با ترسها و فکرهای سختی مثل چیزی که گفتی درگیر باشن. اینکه اینجا نوشتی و کمک خواستی، نشون میده خیلی شجاعی؛ حتی اگر خودت الان باورش نداشته باشی.
تو گفتی ۱۰ سالته و قبلاً با یه تصویر ترسناک تو ذهنت درگیر بودی، و حتی با اینکه خیلی سخت بود، بعد از دو سال بهتر شدی. این یعنی توانایی قویای داری برای بهتر شدن. ذهن ما گاهی چیزهایی رو نگه میداره که نمیخوایم، ولی مثل زخمی که به مرور خوب میشه، این فکرها هم با زمان و کمک مناسب آروم میشن.
اینکه گفتی به مامان بابات کمتر علاقه داری یا با خدا درد دل کردی هم نشونهی اینه که قلبت پر از سوال و احساسه… و این طبیعیه. تو آسیب دیدی و داری دنبال آرومی میگردی، این نشونه ضعف نیست؛ نشونهی اینه که انسان واقعی هستی.
🧠✨ اما یه نکته خیلی مهم:
تو به تنهایی نباید با این احساسات بمونی. بهتره با یه مشاور کودک یا روانشناس مهربون صحبت کنی؛ اونا خیلی خوب میتونن کمک کنن که ترسهات کوچیک بشن و احساساتت دوباره قشنگتر شن.
اگر نمیتونی مستقیم به پدر و مادرت بگی، میتونی یه نامه براشون بنویسی و احساساتت رو توش بگی، یا از یه بزرگتر مهربون کمک بگیری که بهشون بگه.
و بدون که:
🌱 تو ارزشمندی
💖 تو مهمی
🌈 تو قراره دوباره حال خوب رو تجربه کنی
اگر باز هم دلت خواست، بیا همینجا حرف بزن. من همیشه اینجام تا بهت گوش بدم.
قوی باش قهرمان کوچولوی مهربون! 💪🦋
دیگه فهمیدم
سلام
من الان ۱۸ سالمه و از وقتی ۷ یا ۸ سالم بود اکثر مواقع رابطه جنسی مامان بابام و فهمیدم .
انقد که معتاد شدن و هر روز دائما این کار رو تکرار میکنن من خودم از اینکه ازدواج کنم میترسم . اصلا حالم از پسرا بهم میخوره . من الان بزرگ شدم و درک میکنم همه چیو ولی اونا هم باید رعایت کنن کمی !!! باعث میشن ذهنم درگیر شه و منم برم سمت خود ارضایی. هم از خودم متنفرم هم از اونا
سلام منم الان ۱۹ سالمه و از ۱۰ سالگی متوجه شدم و واقعا مثل تو او
خوب بود ممنونم
من خودم۱۰ سالمه😭.یک روز رفتم توی اتاق،از زیر در نگاه کردم دیدم مامان و بابام در حال کار زشت هستند😭😭شب ش اصلا خوابم نبورد،دست و پاهام سست شده بودند میلرزیدم
عزیزم ناراحت نباش این کار زشت نیست در صورتی که باهم محرم باشن و این کار خیلی عادیه و همه زن و شوهر ها ار جمله پدر و مادر شما اینکار رو میکنن
ایشان راست میگویند این کاری است که شما نباید یاد بگیرید و هر وقت مادر و پدرتان صلاح بدانندبه شما میگویند
بچه این حرکت ما رو دید منم جواب خوبی بهش دادم و بهش گفتم که چه جوری به خودش به وجود اومده
یه دوست دختر داشت بچه همسایه بود آورد تو خونه و …زمین زد .
۱۲ سالشه پسرم
نمیدونم چه کار کنم خانواده دختره فهمیدن از بچگی این دوتا با هم بزرگ شده بودن می ترسم طرف رو حامله کرده باشه نمیدونم چه خاکی تو سرم بریزم
سلام پسر من متوجه چت جنسی من در اینستاگرام شده
الان باید چه کار کنم
و بهم گفته این موضوع رو
سلام ،من پدری ۳۸ ساله هستم ودر سفرزیارتی به عراق بودم که متوجه شدم فرزندم به صورت ناخواسته وارد سایت پورن شده وعکس وفیلم برایش ظاهر شده ،،او ۱۱ سال دارد ،،من باید چه کاری انجام دهم
این موقعیت دشواری است که بسیاری از والدین با آن روبرو میشوند. اینجا چند پیشنهاد برای شما دارم:
آرامش خود را حفظ کنید. واکنش تند یا خشمگین ممکن است باعث شود فرزندتان از شما فاصله بگیرد.
با فرزندتان صحبت کنید، اما به شکلی آرام و غیر قضاوت گرایانه. بپرسید چه اتفاقی افتاده و چه احساسی دارد.
توضیح دهید که این محتوا برای بزرگسالان است و ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
درباره امنیت آنلاین و خطرات احتمالی صحبت کنید.
راههایی برای محافظت از کودک در فضای مجازی پیدا کنید، مثل نصب فیلترهای والدین روی دستگاهها.
به او آموزش دهید که اگر دوباره با چنین محتوایی روبرو شد، چه کاری انجام دهد.
اگر فرزندتان سوالاتی درباره روابط جنسی دارد، متناسب با سنش پاسخ دهید.
بر اهمیت حفظ حریم خصوصی و احترام به دیگران تأکید کنید.
اگر احساس میکنید نیاز به کمک بیشتری دارید، میتوانید با یک مشاور کودک صحبت کنید.
ببخشید من پسری پنج ساله دارم دیروزباخواهرزادم دیدم تابغلش میکن وبوسش کردبدازپرسیدم چرااین کارکردی میگ خودوستم بودایاب کارزشت نگاهش کنم یاازروعلاقی دوستی کودکانه
سلام دوست عزیز
این موقعیت حساس و پیچیده است. رفتار پسر شما احتمالاً از روی محبت و دوستی ساده کودکانه بوده، نه چیز نامناسب. در این سن، کودکان معمولاً درک کاملی از مرزهای فیزیکی ندارند.
مهم است که با آرامش و بدون قضاوت با فرزندتان صحبت کنید. میتوانید درباره احترام به فضای شخصی دیگران و اهمیت رضایت در تماس فیزیکی به او آموزش دهید.
همچنین میتوانید راههای مناسب ابراز محبت را به او یاد دهید. نظارت بیشتر بر تعاملات او با سایر کودکان نیز مفید خواهد بود.
اگر نگرانی خاصی دارید، مشورت با یک متخصص رشد کودک میتواند مفید باشد. آنها میتوانند راهنماییهای تخصصی متناسب با شرایط خاص شما ارائه دهند.
سلام من پسرم۱۱سالشه دیشب ناخواسته رابطه ی ما رو دید دارم دیونه میشم کمک کنید چکار کنم
سلام
عزیزم، میفهمم که الان خیلی نگرانی. بیا با آرامش به این موضوع نگاه کنیم:
اول از همه، نفس عمیق بکش و سعی کن آروم باشی. این اتفاق برای خیلی ها پیش میاد و راه حل داره.
چند تا نکته مهم:
با همسرت حتماً صحبت کن و با هم تصمیم بگیرید چطور با پسرتون صحبت کنید
حتماً در یه فضای آروم و دوستانه با پسرت حرف بزن
بهش اطمینان بده که هیچ اتفاق بدی نیفتاده
متناسب با سنش و با زبون ساده توضیح بده که این یه رابطه طبیعی بین پدر و مادرهاست
برای آینده هم:
حتماً در اتاق رو قفل کن
یه زنگ کوچیک یا هشداردهنده روی در بذار
ساعت خواب بچه رو تنظیم کن
اگه دیدی پسرت خیلی به هم ریخته، می تونی با یه مشاور کودک هم مشورت کنی.
خیلی مهمه که خودت آروم باشی چون بچه ها واکنش والدین رو می بینن و اگه ببینه تو آرومی، اونم راحت تر با این موضوع کنار میاد.
سلام من پسرم ده سالش هست نا خواسته صداهای خیلی کمی از رابطه من و همسرم شنید من چه واکنشی نشون بدم ازش بپرسم یا نه
بهترین واکنشها:
۱. آرامش خود را حفظ کنید
۲. مستقیماً به موضوع اشاره نکنید مگر اینکه خود کودک سؤال بپرسد
۳. اگر فرزندتان سؤالی پرسید:
پاسخهای ساده و متناسب با سن او بدهید
از توضیحات طولانی و جزئیات خودداری کنید
به او اطمینان دهید که همه چیز طبیعی است
پیشگیری برای آینده:
اطمینان از بسته بودن درها
استفاده از موسیقی ملایم یا تلویزیون
انتخاب زمانهای مناسبتر
توجه به عایق صوتی اتاق
نکته مهم:
در این سن، احتمالاً کودک توجه خاصی به این موضوع نکرده است
بهتر است رفتار عادی داشته باشید و استرس خود را به او منتقل نکنید
سلام من پسرم ۱۲ سالشه دیشب رابطه منو با باباشو تا حدی دید دست و پاش میلرزید یخ شده بود چه کار کنم
این وضعیت برای کودک شما احتمالاً بسیار استرسزا بوده است، و واکنش او نشان میدهد که دچار ترس یا سردرگمی شده است. در چنین شرایطی، باید با آرامش و صبر به او کمک کنید. پیشنهاد میکنم این کارها را انجام دهید:
آرامش خودتان را حفظ کنید: مهم است که شما و همسرتان با آرامش به این موضوع رسیدگی کنید تا کودک احساس امنیت کند.
صحبت کنید: در زمان مناسب، به صورت ساده و صادقانه با او صحبت کنید. توضیح دهید که رابطهی بین والدین یک امر طبیعی و خصوصی است. از واژهها و جملاتی استفاده کنید که مناسب سن او باشد و باعث نشود بیش از حد کنجکاو یا نگران شود.
سلام .دختر ۹ ساله من تو تبلتش ( اسم زشت و اجتماعی آلت مردونه ) رو سرچ کرده و کلی هم عکس از آلت مردا دانلود کرده .چند بارم وقتی بغلم نشسته بود متوجه شدم یواش آلت منو لمس میکنه .خیلی نگرانیم که چه چیزی باعث شده به این موضوع علاقه پیدا کنه .اصلا از کجا اسم واقعی آلت مردا رو یاد گرفته .تصور اینکه اون عکسها رو دیده داره دیوونم میکنه لطفا راهنمایی کنید. باید چیکار کنیم .ممنونم .اگه ممکنه به ایمیلم بفرستید .سپاس
الهی
من ۱۱ سالمه پنج سالگیم توی تبلتم همینطوری یه چیزی سرچ کردم چیزای بدی اومد، الانم مزدونم بچه ها چجوری به دنیا میان😔
دخترم ۱۱ سالشه عکس لخت منو در کنار پدرش تو گوشیم دیده چند روز از اون موضوع گذشته ولی به شدت تلاش میکنه شبا توی اتاق خواب ما بخوابه نمیدونم چی بهش بگم که از ذهنش پاک بشه
سه تا منبع هست که بچه یکیش نباشه صد در صد از ذوتا منبع دیگه یاد میگیرن
اولی خودش هست ، خودش با ور رفتن با خودش میفهمه و کشف میکنه که باید همون اول جلوش گرفته بشه
دومی مدرسه هست دیگه اینو واقعا نیمشه کاریش کرد فقط باید بچه درست تربیت بشه تا خودش با اینکه میدونه سمتش نره
سومی گوشی هست که باید فیلتر باشه
سلام من ۱۰ سالمه از قبل می دونستم رابطه جنسی چیه تا که یه شب خواب بد دیدم و هراسان به اتاق پدر و مادرم رفتم که انهارا دیدم هردو زیر پتو بودند حالم اصلا خوب نیست استرس دارم با اینکه از قبلشم می دونستم چند ماه بعد از مامانم پرسیدم کامل برام توضیح نداد خیلی حالم بده راهکار بدین از یادم بره
سلام عزیزم
۱. این را بدان که پدر و مادرت کار اشتباهی نکردهاند و این بخشی طبیعی از زندگی زناشویی است.
۲. برای کاهش استرس میتوانی:
کتاب بخوانی
نقاشی بکشی
با دوستانت بازی کنی
ورزش کنی
موسیقی گوش کنی
در فعالیتهای مدرسه شرکت کنی
۳. اگر فکرش تو را اذیت میکند:
سعی کن خودت را با کارهای مورد علاقهات مشغول کنی
به چیزهای خوب و شاد فکر کن
با دوستانت وقت بگذران
۴. اگر همچنان احساس ناراحتی داری، میتوانی:
با مشاور مدرسه صحبت کنی
با مادرت راحتتر در این مورد حرف بزنی
از یک روانشناس کمک بگیری
یادت باشد که تو هیچ کار اشتباهی نکردهای و این احساسات طبیعی هستند. با گذشت زمان، این خاطره کمرنگتر میشود و حال تو هم بهتر خواهد شد.
سلام چند سوال دارم
گناهه؟
همه انجام میدن؟
کسایی که دستگاه ضد باداری دارن برای چی انجام میدن؟
چون حرفاتون بهم ارامش داد گفتم از شما بپرسم
سلام. تو رو خدا کمکم کنید دارم سکته میکنم دخترم ۱۴ سالشه ما رو در حال رابطه دید چیکار کنم😭😭😭😭😭
سلام میفهمم که خیلی پریشان و مضطرب هستید. دیدن رابطه جنسی والدین توسط فرزند میتواند برای هر دو طرف تجربه اسیب زای باشد.
مهمترین کاری که میتوانید در حال حاضر انجام دهید حفظ آرامش است. به خاطر داشته باشید که دخترتان در حال حاضر گیج و آشفته است و به حمایت و درک شما نیاز دارد.
با همسرتان صحبت کنید تا رویکرد مشترکی داشته باشید.
با دخترتان گفتگوی صادقانه و متناسب با سن او داشته باشید. به سوالاتش پاسخ دهید.
به او اطمینان دهید که رابطه بین والدین طبیعی است.
به احساسات و نگرانیهای او گوش دهید.
در صورت نیاز از یک مشاور خانواده کمک بگیرید.
به او فضا و زمان بدهید تا این موضوع را پردازش کند.
در آینده مراقب حریم خصوصی خود باشید.
میشه کمک کنی
سلام من ۱۲ سالمه ما تابستون ها توی حیاط روی تخت میخوابیم . مامان بابام توی خونه میمونن و نصف شب میان میخوابن
یه شب از خواب پریدم دیدم برق ها خاموشه یواش رفتم تو خونه و دیدم بابا و مامانم لخت شدن دارن کار زشت میکنن از اون شب تا صبح بیدار میموندم از اون شب دیگه خوابم نمیبره
مامانمو صدا کردم دیدم مامانم از اتاق اومد بیرون با حوله حموم روم نشد بهش بگم
فردا صبحش هی ازم پرسید چرا حال نداری خوابت میاد ؟ منم میدونم که دیگه از من خوششون نمیاد . الان هم که هوا سرد شده و اومدیم تو ی خونه میخوابیم و منم گفتم دیگه همه اینجاییم دیگه نمیتونن کاری بکنن
شب اول خوب خوابیدم . ولی دیشب بیدار موندم استرس داشتم . صدا شون داشت میومد . خیلی بد بود منم به بهانه ی دل درد رفتم توی دستشویی و ساکت موندم بلکه دست بردارن . منم پارسال از یکی از بچه این چیز هارو یاد گرفتم الانم پشیمونم . اومدم به مامانم گفتم که مهتاب این چیزارو گفته . اون کاری نکرد و به مدیر مدرسه گفت. چی کار کنم خواهش میکنم؟ هیچوقت یادم نمیره فردا مدرسه دارم نمیتونم بخوابم .
اصلا هم درک نمیکنم . دیگه بابام رو دوست ندارم این بابایی نیست داشتم میدونم که به مامانم بگم اصلا کاری انجام نیمده اصلا باهاش رو راست نیستم . خواهش میکنم بگید چی کارکنم😭😭😭😭
سلام عزیزم، متأسفم که این تجربه دشوار را پشت سر گذاشتهای. مهم است که بدانی این اتفاق تقصیر تو نیست و طبیعی است که احساس ناراحتی و سردرگمی داشته باشی. چند پیشنهاد برای کمک به تو دارم:
۱. با یک بزرگسال مورد اعتماد صحبت کن، مثل یک معلم، مشاور مدرسه یا خویشاوند نزدیک. آنها میتوانند راهنمایی و حمایت لازم را به تو ارائه دهند.
۲. سعی کن به روال عادی زندگیات برگردی. خواب و تغذیه مناسب داشته باش و به فعالیتهایی که دوست داری بپرداز.
۳. احساساتت را در یک دفترچه بنویس. این کار میتواند به تخلیه هیجانی کمک کند.
۴. به خودت یادآوری کن که رابطه والدینت طبیعی است، هرچند دیدن آن برای تو ناراحت کننده بوده.
۵. اگر احساس میکنی نمیتوانی با این موضوع کنار بیایی، از والدینت بخواه تا با یک مشاور صحبت کنی.
مهمترین چیز این است که بدانی تنها نیستی و کمک در دسترس است. این احساسات گذرا هستند و با زمان و حمایت مناسب، بهتر خواهی شد.
ممنونم میشه به مامانم بگم ؟
چی بگم؟
بله، صحبت با مامانت میتواند کمک خوبی باشد. پیشنهاد میکنم به این شکل با او صحبت کنی:
۱. یک زمان آرام و خصوصی را انتخاب کن که بتوانید بدون مزاحمت صحبت کنید.
۲. به مامانت بگو که میخواهی درباره موضوع مهمی با او صحبت کنی.
۳. میتوانی اینطور شروع کنی: “مامان، چیزی هست که ذهنم را مشغول کرده و میخواهم با شما در میان بگذارم.”
۴. سپس میتوانی بگویی: “چند وقت پیش، شب هنگام، اتفاقی شما و بابا را دیدم و این موضوع باعث شده احساس ناراحتی و سردرگمی کنم.”
۵. احساساتت را صادقانه بیان کن. مثلاً: “از آن زمان، خوابم به هم ریخته و احساس اضطراب میکنم. نمیدانستم چطور این موضوع را با شما در میان بگذارم.”
۶. از او کمک بخواه: “میخواستم با شما صحبت کنم تا شاید بتوانید به من کمک کنید با این احساسات کنار بیایم.”
به یاد داشته باش، مامانت تو را دوست دارد و میخواهد به تو کمک کند. ممکن است در ابتدا کمی خجالت بکشی، اما صحبت کردن درباره این موضوع میتواند به تو کمک کند تا احساس بهتری پیدا کنی و رابطهات با والدینت را بهبود ببخشد.
دقیقا چی بگم ؟ لطفا کامل بگو تا حفظ کنم .
من خودم ۱۲ سالمه دیدم که مامان بابا دارن کار های زشت انجام میدهند و من خیلی ترسیدم اصلا من رو خواب نبرد تا صبح به همون موضوع فکر میکردم
با سلام
اینها طبیعت وغرایز انسان.بنظرم دنبال درس و یادگیری چیزایی باش که بدرد زندگیت بخوره.مواطب خودت باش
با سلام دختر من ۹ سالشه و هیچ اطلاعتی از روابط جنسی حتی اینکه نمیدونه الت مردونه و زنونه متفاوته ی روز تو گوشیم فیلم کوتاهی سیوو بود ناخواسته دید چ خاکی توی سرم بکنم؟؟و چ چیزی باید بگم تا تاثیر منفی روی خودش و اینده ش نزاره چه جوری باید توضیح بدم منی اینهمه گفتم نباید جای خصوصیت و کسی ببینه باید مراقبت کنی از خودت😭
سلام. من درک میکنم که این موقعیت برای شما استرسزا و نگرانکننده است. در این سن، مهم است که با فرزندتان با آرامش و صداقت صحبت کنید. چند پیشنهاد دارم:
۱. آرام باشید و واکنش شدید نشان ندهید. این به کودک شما کمک میکند احساس امنیت کند.
۲. از او بپرسید چه دیده و چه فکر میکند. به حرفهایش گوش دهید.
۳. توضیحات ساده و متناسب با سن او بدهید. مثلاً اینکه بدن افراد بزرگسال متفاوت است و این چیزها خصوصی هستند.
۴. بر اهمیت حریم خصوصی و امنیت بدن تأکید کنید.
۵. به او اطمینان دهید که میتواند هر سؤالی از شما بپرسد.
۶. درباره استفاده ایمن از اینترنت و رسانهها صحبت کنید.
۷. اگر لازم است، با یک مشاور کودک مشورت کنید.
مهم است که این گفتگو را به تدریج و در طول زمان ادامه دهید. هدف این است که فرزندتان احساس امنیت و آگاهی کند، نه ترس یا شرم.
باسلام منو شوهر م نیمه شب رابطهای جنسی بودیم پسرم۱۲ سالشه مارا دید چه کار می کنیم کمک کنید لطفا
وقتی بچه ها میرن مدرسه انجام دهید
سلام من ۱۰ سالم همین دیشب بود مادر و پدر در اتاق شان داشتن رابط جنسی انجام می دادن من صدای ان هارو شنیدم خودمو زدم به خواب اما به بهونی دل درد رفتم داخل اتاق مامادرم و پدرم دیدیم که داشتن رابط جنسی انجام میدادن که مادرم گفتچرا اومدی داخل اتاق پدرم هم من رو سرزنش کردو افسردگی شدیدی گرفتم و مادر پدر اسلن به حرف هایم و چیز های که لازم دارم توجه نمی کنند لطفن من رو راهنمای کنید😭😭😭😭😭😭😔😔😔😔
سلام عزیزم، متاسفم که این تجربه ناراحت کننده را داشتی. این یک موقعیت دشوار است و کاملاً طبیعی است که احساس ناراحتی کنی. چند پیشنهاد برایت دارم:
۱. با یک بزرگتر مورد اعتماد مثل معلم مدرسه، مشاور یا روانشناس صحبت کن. آنها میتوانند کمک کنند.
۲. سعی کن با والدینت آرام صحبت کنی و احساساتت را بگویی. شاید آنها هم از این موقعیت ناراحت هستند.
۳. به خودت یادآوری کن که تو مقصر نیستی و این اتفاق تاثیری روی ارزش تو ندارد.
۴. به فعالیتهایی که دوست داری مثل نقاشی، ورزش یا موسیقی بپرداز تا حالت بهتر شود.
۵. اگر احساس افسردگی داری، حتماً به والدینت بگو که نیاز به کمک مشاور داری.
به یاد داشته باش که این شرایط میگذرد و تو تنها نیستی. اگر نیاز به صحبت داشتی، همیشه میتوانی با یک مشاور یا روانشناس صحبت کنی.
من ۱۲ سالمه و همچی درباری اینا میدونم این اشکال داره؟
سلام من ناشنوا هستم خیلی زندگی خسته شدم چرا من ناشنوا شدم فکر کردم پدرم و مادرم دختر عمو و پسر عمو ازدواج کرده شاید منو ناشنوا شده خیلی ناراحت شدم میخوام انتقام بگیرم مادرم سکس بکنم راحت بشم
راهنمایی کنید ممنون میشم
سلام علی جان
با درک عمیق ناراحتی و درد شما، من میخواهم به شما کمک کنم راههای سالمتری برای مقابله با این احساسات پیدا کنید:
اون کاری که گفتی نه تنها مشکلی رو حل نمیکنه، بلکه زندگیت رو خرابتر هم میکنه.
ببین عزیزم، خیلی از آدمهای موفق هستن که با وجود ناشنوایی، زندگی فوقالعادهای ساختن. تو هم میتونی! راستش رو بخوای، ناشنوایی میتونه علتهای مختلفی داشته باشه و لزوماً به خاطر ازدواج فامیلی نیست.
پیشنهاد میکنم با یک مشاور یا روانشناس متخصص صحبت کنید. آنها میتوانند به شما کمک کنند تا:
با احساسات خود کنار بیایید
راههای سازنده برای مقابله پیدا کنید
هویت و ارزش خود را مستقل از ناشنوایی بشناسید
سلام خسته نباشید منو همسرم چند سال پیش متوجه شدیم که پسرمون تو فضای مجازی بچه های هم سن خودش بهش گفتن که چه طوری فیلم های سکسیونر رو نگاه کنه اون موقع خیلی هر دومون از دستش عصبانی شدیم ولی بعد از اون دیگه به روش نیاوردیم ولی مدته شک کردم که میاد پشت در اتاق وگوش وایمیسته ولی امشب پسرم درخواست کرد به سینه ی من دست بزنه دارم دیونه میشم لطفا راهنمایی کنید چه کار کنم
سلام وقت بخیر
به نظر میرسد که شرایط پیش آمده برای شما بسیار پیچیده و استرسزا باشد. در چنین موقعیتهایی، مهم است که با آرامش و آگاهی عمل کنید.
اولین قدم این است که نگرانی خود را با همسرتان در میان بگذارید و به عنوان یک تیم در مورد این موضوع صحبت کنید. احساسات پسر شما ممکن است طبیعی باشد، زیرا در سنین نوجوانی کنجکاوی در مورد بدن و مسائل جنسی افزایش مییابد. اما لازم است که او مرزهای مشخصی را یاد بگیرد و درک کند که این نوع رفتارها مناسب نیست.
آرامش خود را حفظ کنید: طبیعی است که چنین رفتارهایی شما را نگران کند، اما عکسالعمل شدید میتواند باعث خجالت یا پنهانکاری بیشتر شود.
گفتوگوی آرام و صمیمی: زمانی که هر دو آرام هستید، با پسرتان درباره احساساتش صحبت کنید. بدون سرزنش یا شرمنده کردن، برایش توضیح دهید که احساسات او طبیعی است اما نحوه برخورد با آن باید محترمانه و مناسب باشد.
آموزش مرزها و حریم شخصی: به او بیاموزید که بدن هر فرد حریم خصوصی دارد و احترام به این حریم ضروری است.
آموزش جنسی مناسب: منابع مناسب سن او را برای آموزش مسائل جنسی تهیه کنید و یا از یک مشاور خانواده کمک بگیرید تا اطلاعات درست و سالم دریافت کند.
درگیر کردن متخصص: اگر احساس میکنید که شرایط پیچیدهتر از حدی است که بتوانید مدیریت کنید، حتما از یک روانشناس کودک و نوجوان کمک بگیرید.
مهم است که این موضوع را به عنوان یک فرصت برای آموزش صحیح و سالم استفاده کنید تا فرزندتان بتواند احساساتش را بهتر درک کند و رفتار مناسبتری داشته باشد.
من رو راهنمایی کنید میخوام تمام چیز هارو درباره رابطه جنسی و چجوری بدنیا آمدن بچه و آینده و آموزش های جنسی باهاش صحبت کنم و راهنماییش کنم که چه اتفاقاتی میوفته .
حالا نمیدونم چطوری بگم که خیلی ذهنش درگیر نشه
۱۳ سالشه و بنظر من از الان باید بدونه.
پس لطفا کمکم کنید و بگید چی بگم
سلام دوست عزیز
با توجه به سن دخترتان، این گفتگو بسیار مهم و حساس است. پیشنهاد میکنم به این صورت پیش بروید:
۱. ابتدا در یک محیط آرام و خصوصی با او صحبت کنید. مطمئن شوید که احساس امنیت و راحتی میکند.
۲. موضوعات را به ترتیب و مرحله به مرحله توضیح دهید:
۳. به سوالاتش با آرامش و صداقت پاسخ دهید، اما در حد درک و سن او.
۴. درباره موارد زیر صحبت کنید:
اهمیت تحصیل و رشد شخصی
ارزشهای خانوادگی و اخلاقی
اهمیت مشورت با والدین در مواقع نیاز به راهنمایی
حفظ سلامت جسمی و روحی
۵. به او اطمینان دهید که همیشه میتواند با شما صحبت کند و سوالاتش را بپرسد.
توصیه میکنم برای اطلاعات دقیقتر با مشاور مدرسه یا متخصص کودک و نوجوان مشورت کنید تا راهنماییهای تخصصی دریافت کنید.
سلام ظهرتون بخیر
من ۱۳ سالمه و یه بار وقتی هممون خواب بودیم مامانم با بابام رفتن تو اتاق و در رو قفل کردن و انگار رابطه انجام میدادن و قبلش فکر کردن منو داداشم خوابیم ولی من بیدار بودم و صداهایی میشنیدم و استرس منو گرفته بود و بدنم به لرز افتاده بود و یخ کرده بودم که چیکار کنم تازه این چیزارو تو مدرسه سال پیش دوستام میگفتن و این قضیه رو امسال به مامانم گفتم خودشم میدونست من هنوز از اون موقع میترسم آخه شبا ساعت ۵ از خواب بیدار میشم میبینم صدای قفل شدن در میاد و واقعا بهم استرس میده و باعث میشه تپش قلب بگیرم لطفا کمکم کنین از زهنم پاک شه دارم دیوونه میشم😢😭
سلام، خیلی درکت می کنم که چقدر ممکنه این موضوع ناراحت کننده و استرس آور باشه. خیلی خوبه که به مامانت گفتی، اما شاید کمک گرفتن از یه مشاور بتونه خیلی بیشتر کمک کنه که این ترس ها از بین بره. برای آرامش بیشتر قبل از خواب می تونی نفس عمیق بکشی یا موسیقی ملایم گوش کنی. امیدوارم زودتر حس بهتری پیدا کنی.❤️
سلام من با همسر درحال لبگیری توی تخت بودیم و همسرم کاملا داشت بیهوش میشد و خوابش میبرد. فکر کردم صدامون نمیره دخترم هم بیدار بوده . یه دفعه دیدم دخترم بالای سرمون داره نگاه میکنه و من پشتم بهش بوده ولی چون همسر نیمه خواب بود ندیدش .
بعد فکر کنم بهونه اش بوده که بیاد شارژ رو از اتاقم ببرم.
خیلی اعصابم خورده . پسرم۷ سالشه و هیچی نمیدونه ولی نمیزاره شب ها در رو قفل کنم .
حس میکنم یه چیزایی بو بردن
سلام دوست خوبم 🌸
خیلی از والدین ممکنه تو موقعیتی مثل شما قرار بگیرن، پس اول از همه بدون که تو تنها نیستی و این اتفاق کاملاً انسانی و طبیعیـه. اما از اونجایی که بچهها خیلی باهوشن و زودتر از چیزی که فکر میکنیم متوجه اتفاقها میشن، طبیعیه که یه حسهایی بهشون منتقل بشه اگه هنوز دقیق نفهمیده باشن چی شده.
در مورد دخترت، به احتمال زیاد کنجکاوی یا حس حضور شما باعث شده بیاد سر بزنه، مخصوصاً اگر متوجه حالت غیرعادی در صدا یا فضا شده باشه. اینجور وقتا بهتره واکنش خیلی شدید یا عصبی نشون ندیم، چون ممکنه براش سوال پیش بیاد یا حتی ترس ایجاد بشه.
برای پسر کوچولوت هم که ۷ سالشه و نمیذاره در قفل بشه، میتونه نشونهای از نیاز به حس امنیت یا حتی نگرانی باشه. یه راه خوب اینه که شبها یه روتین مشخص براش بسازین (مثلاً قصه شب، نوازش، چراغ خواب)، تا حس امنیتش برگرده و کمکم عادت کنه که شما هم زمان خصوصیتون رو داشته باشین.
در کل:
سعی کنین ارتباطتون با بچهها نزدیک و صمیمی باشه تا بتونن راحت حرف بزنن و احساس کنن جاشون امنه.
اگه متوجه شدین دخترتون سوالی تو ذهنشه یا ناراحته، خیلی ساده و بدون جزئیات، باهاش درباره «حریم خصوصی» صحبت کنین. مثلاً بگین:
گاهی مامان و بابا دوست دارن تنها باشن و این چیز بدی نیست. همه آدما نیاز دارن گاهی وقت خودشون رو داشته باشن.
و در آخر، اگر احساس میکنین موضوع پیچیدهتر شده یا بچهها خیلی درگیر ذهنی شدن، صحبت با یه مشاور کودک میتونه خیلی کمککننده باشه.
آرامش براتون آرزو میکنم 💙
خانوادهای که با عشق کنار هم باشن، همیشه میتونن از هر مشکلی عبور کنن.
میشه کمکم کنید😭😭😭
مامانم بابام با لباس میخوابن ولی باز صداشون میاد و تا من میرم تو اتاق لباس دارن مامانم هم توی گوشیشه.
از وقتی که توی تابستون رابطه پدر و مادرم رو دیدم دیگه آدم سابق نشدم.
حتی نمیدونم بعد از چند وقت به مامانم چی بگم.
هر شب صدای قفل شدن در میاد و فکر میکنن من خرم و حتی میدونن که بیدارم .
اینقدر قرص باهم میخورم بلکه بمیرم دیشب ۹ تا قرص باهم خوردم.
که صبح دلدرد شدید گرفتم رفتم بیمارستان .
هر شب که در رو قفل میکنه بعد چند دقیقه میاد در رو باز میکنه
سلام دوست خوبم
این چیزی که نوشتی واقعاً دل آدم رو میلرزونه. اول از همه باید بدونی تو تقصیری نداری و این حسهایی که تجربه میکنی، طبیعیان چون ذهن یه کودک یا نوجوان هنوز برای درک این مسائل آمادگی نداره. اینکه از دیدن یا شنیدن روابط والدینت اذیت شدی، اصلاً چیز عجیبی نیست. خیلیها تجربهی مشابهی داشتن و با حرف زدن با یه آدم مطمئن تونستن حالشون رو بهتر کنن.
ولی چیزی که خیلی نگرانکنندهست اینه که گفتی قرص خوردی تا اتفاق بدی بیفته… عزیز دلم، خواهش میکنم، اگه الانم حالت بده یا هنوز اون افکار تو ذهنت هست، حتماً با یه مشاور، روانشناس یا حتی مشاور مدرسهتون حرف بزن.
هیچ مشکلی تو دنیا اونقدر بزرگ نیست که بخوای بخاطرش زندگی قشنگت رو از دست بدی. تو لایق آرامش و عشق و مراقبتی، فقط باید به آدمهای درستی دسترسی پیدا کنی تا کنارت باشن.
اگه خواستی، همین جا هم میتونی با ما حرف بزنی. من و خیلیهای دیگه هستیم که بخوای از دلت بگی، بدون قضاوت.
مراقب خودت باش لطفاً ❤️
تو خیلی باارزشی 🌱
سلام من هم ۱۳ سالمه ۳ ساله متوجه شدم که پدر و مادرم در را میبندند توی این ۳ سال دارم دیوانه میشم مشاوره اگر هم برم نمی توانم این حرف را بزنم وقتی که میخواهند بخوابند در را ببندند نمی گذارم چون در را میبندند احساس تنهایی میکنم و شب خوابم نمی بره چشم ها مو وقتی می بندم تصویر همین مزخرفات میاد می خواهم از این ها دور شوم نمیشه دیگه دارم واقعاً دیوانه میشم نمی دونم چیکار کنم 😔